بایگانیِ فوریه, 2008

پیام ویژه رییس جمهور به همایش زنان مسلمان

رییس جمهور احمدی نژاد امروز در بخشی از پیام  به «همایش زنان مسلمان» فرموده اند: «   جاذبه‌هاي ويژه بين زن و مرد و توان نهفته در پس آن كه عامل بقاي نسل‌هاست و بايد با حداكثر ممكن در خدمت تحكيم خانواده و تقويت روابط عميق و عاطفي بين دو همسر باشد، در اصطكاك غير ضرور و بي مورد و در تماس‌ها و مراودات خالي از عفاف به طور روزانه و به تدريج تخليه مي شود و زماني كه همسران در خانه به هم مي رسند جاذبه باقيمانده ناتوان از انجام وظيفه ذاتي در تقويت روابط زوجين است و بدين ترتيب بنيانها سست و اركان خانواده متلاشي مي گردد . »

والا همه ی اصطکاک های روزانه ما که هم ضروری ان و هم مورد دار. ولی اونایی که بی مورد ان و غیر ضرور ، خودشون از فردا اصطکاکاشون رو کم کننن تا خدای نکرده به تدریج تخلیه نشن  و بتونن وظایف ذاتی شون رو با توان بالا استیفا کنن …. مرده شور خودشو با پیاماش ببره….

فوریه 18, 2008 at 10:31 ب.ظ. بیان دیدگاه

رد صلاحیت

محمدرضا مهدوی کنی و محمدرضا توسلی ، دو وزنه سنگین انتخابات ِ پیش روی ِ میاندوره ای خبرگان رهبری  بودند . اولی نماینده تام و تمام محافظه کارن و دومی به وکالت از اصلاح طلبان . شورای نگبهان تو رو دربایستی رد صلاحیت دومی مونده بود و از اون طرف تنها چیزی که نمی خواست امکان حضور هیچ  اصلاح  طلبی در هیچ  مجلسی و بخصوص خبرگان رهبری . جناب عزراییل – که ارادت خاصی خدمت ایشون دارم و نمی دونم کجا و کی ولی مطمئنم حتما یه روزی ملاقاتشون می کنم – جایی که دیگه حتی آیت الله جنتی هم کم آورده بود دست بکار شد و  دومی رو دیروز رد صلاحیت کرد . زنده بودن حداقل  ِ صلاحیت هاست 

فوریه 17, 2008 at 7:17 ب.ظ. بیان دیدگاه

درست می شه

یکی بود که همه به اش می خندیدن چون هر دفعه که می دیدنش یه چیزی کمتر از دفعه پیش داشت . اولها  فقط ماشین  نداشت . بعدتر سرکار نرفت و بی پول شد ، بعدش خونه اش رو آتیش زد . یه روزم  پا شد یه پاش رو قطع کرد  .  به مرور یه دست و یه پای دیگه و چشمها و دندون ها و گوش و … همه چیش رو  کند،  انداخت دور  . تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه دست بود که باهاش همه چیزشو یا بریده یا در آورده بود . اونم گذاشت رو ریل قطار تا کنده شه . مردم به بدبختی اش نمی خندیدن . به حرفش می خندیدن همیشه می گفت : » باید انقدر خراب شه تا بالاخره یه روز درست شه «   

 اما من ملتی رو می شناسم که هر روز تو تاکسی ، صف بانک  ، مهمونی و دانشگاش گفت: » باید انقدر خراب شه تا بالاخره یه روز درست شه «  . بجای اینکه یکی بخنده یا از غصه دق کنه یا لا اقل بپرسه  آخه چه جوری ؟ همشون با   سر تکون دادن گوینده رو تایید کردن

فوریه 16, 2008 at 1:39 ق.ظ. بیان دیدگاه

سلیم النفس

homafar.jpg 

من هزار و یک دلیل دارم برای اینکه ثابت کنم  والامقاما ، معظما ، رهبرا ، سلیم النفس ترین آدم حی و حاضر رو این کره خاکی ان ! هزار و یکمیش اینه که ایشون عقده هیچ چیزی رو ندارن و این عکسی که هر سال با همافرهای ارتش می گیرن شاهد مدعام

فوریه 8, 2008 at 10:54 ب.ظ. بیان دیدگاه

دهه فجر مبارک

دهه فجر ، یه پته ریزون درست و حسابیه از انقلاب .  اینکه هرکی کجا بود و به چی داشت فکر می کرد رو نمی شه از لابلای سطر روزنامه هایی که در اون ایام منتشر می شدن پیدا کرد . اینکه «رییس جمهور احمدی نژاد اونموقع هم داشتن کفش های دم در رو جفت می کردن که امام میاد میره تو اتاق و ایشون متوجه نمی شن تا وقتی دوستاشون از تو اتاق صداش می کنن که بابا ول کن بیا امام اومده » تو هیچ روزنامه ای نوشته نشد ، اما این اولین خاطره  رییس جمهور از امام و مدرسه رفاه بود که پریشب تو تلویزیون گفتن  

سه روز پیش هم محسن رفیقدوست – وزیر سپاه ، پدر موشکی ایران، رییس بنیاد مستضعفان – خاطراتش از رانندگی  اتومبیل ِ  بلیزر حامل ِ امام از فرودگاه تا بهشت زهرا رو نقل  می کرد . اینکه چه کار طاقت فرسایی بوده ، تو اون جمعیت ، با چقدر استرس بالاخره امام رو به بهشت زهرا می رسونه و همونجا از هوش میره . » شب تو مدرسه رفاه به هوش اومدم و از اولین کسایی که به عیادتم  آمدن همین آقای خامنه ای ، مقام معظم رهبری بودن . ایشون به  مطایبه فرمودن درسته امروز سختی و صدمه زیادی کشیدی ، ولی خب ، خوب پست خودتو تو دولت بعدی گرفتی

فوریه 4, 2008 at 6:54 ق.ظ. ۱ دیدگاه

عیش ملوکانه

دو سه روز پيش به يکي از مديراي صدا و سيما  مي  گفتم : حيرون  موندم دهه فجر  امسال مي خواين به چي شاه گير بدين ؟ مي خواين بگين شاه انتخابات فرمايشي برگزار مي کرد ؟ مي خواين بگين شاه همه روزنامه ها رو بست بجز چهار تايي که محيز گوي دربار بودن ؟ مي خواين بگين در دوره محمدرضا شاه پهلوي دانشجويان سياسي رو زندوني و شنکنجه مي کردن ؟ مي خواين بگين در دوره شاه تملق گويان و وابستگان دربار به ثروتهاي باد آورده رسيدن ؟ مي خواين بگين اختلاف طبقاتي در دوران شاه بيداد مي کرد ؟ مي خواين بگين شاه با درآمد افسانه اي ِ نفت 40 دلاري نتونست اقتصاد مملکت رو سامان بده   

 امروز بعد از خبر هر چهار کانال تلويزيون،  يه گزارش مشترک از فساد شخصي محمدرضا شاه پخش کردن.  تو اين گزارش ارتشبد فردوست ، اسدالله علم و احسان نراقي از زنبارگي شاه و بخصوص تلاش علم براي مهيا کردن دختران و زنان زيباي روي هر سرزميني براي عيش ملوکانه خاطراتي نقل کردن . شخصا اميدوارم تاريخ مصرف اين گزارش تا سال آينده منقضي نشه

فوریه 2, 2008 at 9:26 ب.ظ. 3 دیدگاه

شرکت می کنم

بعضی کارها ماهیتا زشت ان، مثل قطع دست سارقین به عنف . اما همین کارهای زشت رو هم می شه به انحای گوناگون (و با انهای گوناگون) انجام داد . می شه  تو یه بیمارستان ِ  استریل،  با بیهوشی و  تیغ تیز جراحی ، یا مثل عربستان رو سکوهای  مختص اینکار با شمشیرهای برنده  فولادی و با یک ضربه قوی  ، یا با یک کارد میوه خوری و با تقلای زیاد ،  دست محکومین به حد سرقت رو قطع کرد . گرچه قطع دست اصالتا و ماهیتا فوله ،  اما   می شه  همین کار رو با یک یه بلوک سیمانی بزرگ کرد . بلوک سیمانی   رو می ذاری رو دست متهم و در حالیکه چهار نفر دارن رو بلوک بالا پایین می پرن ، چهار  نفر هم محکوم رو می کشن و اینکار و انقدر ادامه میدن  تا دست مزبور کنده شه .  

  تقلب انتخاباتی تو جمهوری اسلامی مثل حالت  چهارمه ، یه تقلب ساده نیست ! باهاش حالتو بهم می زنن ، دل و رودتو میارن تو دهنت ، مشمئز ات می کنن ، اعصابتو به گا می دن 

 ولی حتی اگر به یه نفر بتونم رای بدم ، من در انتخابات شرکت می کنم

فوریه 2, 2008 at 6:21 ب.ظ. ۱ دیدگاه


عجالتا ً

عجالتا ً ، چیزایی که می شه گفت ، همیناس !

نوشته‌های تازه

برترین مطالب

  • هیچکدام

بایگانی

Blog Stats

  • 2,092 hits

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.